حمید الماسینیا خبرنگار و فعال رسانهای در یادداشتی نوشت: ایران، تنها یک جغرافیا نیست؛ نامی است که بر پهنهای از تاریخ، فرهنگ، ایمان و ایستادگی نقش بسته است و این سرزمین که از بلندای زاگرس و کوهستانهای سترگ کردستان آغاز میشود و تا سواحل نیلگون و همیشه فارس خلیج فارس امتداد مییابد و در طول قرنها نه فقط جایگاه پیدایش یک تمدن کهن، بلکه صحنه شکلگیری روحی بزرگ و هویتی ماندگار بوده است.
کردستان، با کوههای استوار، درههای ژرف و مردمانی که از دل سختیها، وقار و پایداری را آموختهاند، بخشی جداییناپذیر از این منظومه تمدنی است و از همان روزگاران دور تا روزهای پرآشوب معاصر، این دیار همواره یکی از ستونهای استوار ایران بوده است که در فرهنگ مردمان کُرد، عشق به میهن، احترام به ناموس سرزمین، وفاداری به خاک و پاسداری از شرف ملی، مفاهیمی ریشهدار و زندهاند؛ مفاهیمی که در بزنگاههای تاریخی، به صحنه عمل آمدهاند و نامهایی بزرگ را در حافظه ملت ایران جاودانه کردهاند.
در میان این نامها، سنجرخان در کُردستان جایگاهی ویژه دارد که چهرهای در روزگار ناامنی و دخالت بیگانگان، نماد غیرت، شرافت و ایستادگی مردم کردستان در برابر نیروهای روس شد و سنجرخان، فقط یک شخصیت تاریخی نیست؛ او نشانهای است از روح ناآرام اما استوار این سرزمین، روحی که نمیپذیرد خاک میهن بیدفاع بماند و اجازه نمیدهد بیگانه بر تقدیر این ملت مسلط شود و روایت سنجرخان، روایت مردی است که در سختترین لحظات، جانب وطن را گرفت و به مردم خود آموخت که دفاع از سرزمین، تنها یک وظیفه نظامی نیست، بلکه یک مسئولیت اخلاقی و تاریخی است.
در سوی دیگر این پهنه پهناور، خلیج همیشه فارس قرار دارد؛ آبراهی که نهفقط یک مرز آبی، بلکه بخشی از هویت تاریخی و تمدنی ایران است که خلیج فارس در طول تاریخ، همواره میدان صیانت از تمامیت ارضی و نماد پیوند ایران با جهان دریایی بوده است و در این میان، نام دریابان بایندر در تاریخ دفاع از این مرز آبی، با شکوهی خاص میدرخشد.
دریابان بایندر، نماد شجاعت، میهندوستی و دفاع از آبهای ایران در برابر تجاوز و طمع بیگانگان است و او از آن دست مردانی است که حضورشان در تاریخ، معنای فداکاری را روشنتر میکند و نشان میدهد که پاسداری از مرزهای ایران، چه در کوهستانهای غرب و چه در دریاهای جنوب، همواره با خون، شرف و ایمان همراه بوده است.
از کردستان تا خلیج فارس، از سنجرخان تا دریابان بایندر، از کوه تا دریا، یک حقیقت بزرگ تکرار میشود که تمدن ایرانی نه فقط در آثار باستانی و کتیبهها و موزهها، بلکه در روح مقاومت و حافظه تاریخی مردم این سرزمین تداوم یافته است و اگر در گوشهای از ایران، سنگنوشتهای از روزگاران باستان یادگار مانده، در گوشهای دیگر، نام مردانی حک شده است که در روزگار معاصر، با جان خود از میهن دفاع کردند و این پیوند میان گذشته و حال، همان رشتهای است که تمدن ایرانی را زنده و پویا نگاه داشته است.
در تاریخ معاصر، این روح تاریخی بار دیگر در جنگ تحمیلی سوم خود را آشکار کرد؛ روزهایی که آغاز یک دوره طولانی از ایثار، پایداری و دفاع جانانه از خاک کشور بود و در این روزها، مرزها تنها خطوطی بر نقشه نبودند، بلکه سنگرهایی زنده بودند که مردمان این سرزمین، از هر قوم، زبان و آیین، در دفاع از آنها به پا خاستند.
کردستان، خوزستان، خلیج فارس، شهرها و روستاها، همگی در یک جغرافیای واحد از مقاومت قرار گرفتند و مردانی که در دفاع از مهین به پا خواسته اند و زنان در شهرهااین دفاع را استوار نگاه داشتند، مادران فرزندان خود را با اشک و افتخار راهی کردند، و نسل جوان با ایمان به آینده، بار سنگین دفاع از وطن را بر دوش کشید و این همبستگی ملی، جلوهای دیگر از همان تمدن کهنی بود که در عمق تاریخ ایران ریشه دوانده است.
در این سالها، ایران به همه جهانیان نشان داد که هویت ملیاش صرفاً یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه نیرویی زنده و جاری است؛ نیرویی که در لحظه خطر، همه اقوام و مناطق را در کنار هم قرار میدهد و از دل تهدید، معنایی تازه از وحدت میسازد و از کوههای کردستان تا سواحل جنوب، از مرزهای غربی تا آبهای نیلگون خلیج فارس، مردم ایران با جان و دل از وطن دفاع کردند که در این میان، نقش زنان نیز شایسته تأمل و تکریم است که زنان ایرانی، چه در خانه و چه در میدان پشتیبانی، ستونهای خاموش اما استوار مقاومت بودند.
انتهای پیام/
نظر شما